زخمت را به من نشان بده - پوستر فیلم'>فیلمفیلم کوتاه'>کوتاه «زخمت را به من نشان بده» به کارگردانی و نویسندگی میثم خالدیان دومین حضور بینالمللی خود را در ایتالیا تجربه میکند. فستیوال چفالو که نام خود را از شهری در پالرموی ایتالیا اقتباس کرده، اهداف خود را ضمن رویارویی نسلها و گفتوگو میان فرهنگها؛ ترویج همهٔ شکلهای سینما از جمله نوعهای هنری و سرگرمی عنوان کرده است. در این دوره از جشنواره چهار محور اصلی روز جهانی زمین، روز جهانی موسیقی، روز جهانی جوان و روز جهانی منع خشونت علیه زنان پاس داشته میشوند. «زخمت را به من نشان بده» به آسیبپذیری انسانی تنها در شرایط بحرانی و واکنش آنی او به بحران میپردازد؛ همچنین ضمن دنبال کردن رویکرد جامعهشناختی و روانشناختی در سینمای کوتاه، ادای دینی به ژانر وسترن نیز دارد.عوامل فیلم «زخمت را به من نشان بده» عبارتند از:بازیگران:عاطفه گرجیراما مصطفاییشروین شوکتیگویندهٔ رادیو:احسان نشاطیمدیر فیلمبرداری:رضا چراغچشماصلاح رنگونور:سینا چاووشیزادهتدوین:میثم خالدیانسینا چاووشیزاده+ منتشر شده در ایسنا خوزستان
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی
درخت مروارید - ادبیات داستانیخالدیان در گفتوگو با ایبنا:«درخت مروارید» رمانی اجتماعی و جنایی با محوریت زندگی شهری استنویسنده «درخت مروارید» در معرفی این اثر عنوان کرد که تنه اصلی این رمان را واقعگرایی و برخورد ملموس انسان با خیابان تشکیل میدهد؛ اما دراینمیان وامدار ادبیات گمانهزن و پلیسی نیز هست.«درخت مروارید» رمانی اجتماعی و جنایی با محوریت زندگی شهری استمیثم خالدیان در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با اشاره به اینکه «درخت مروارید» مراحل آمادهسازی را پشت سر گذاشته و بهزودی منتشر خواهد شد، درباره این اثر توضیح داد: نوشتن درخت مروارید بهصورت ناپیوسته سه سال زمان برده است. این داستان با اینکه ژانر ویژهای را دنبال نمیکند؛ اما سویههای روانشناسی، اجتماعی و جنایی دارد. این کتاب به گرفتاریهای دختری آسیبپذیر میپردازد که باید پس از آنکه خود را در شهری شلوغ و بیرحم تنها مییابد، در برابر تباهی پایداری کند. روایت اگرچه یک شخصیت اصلی دارد؛ اما تمام بخشهای آن نیز دارای شخصیتهایی هستند که همان بخش را پیش میبرند.نویسنده «درخت مروارید» با بیان اینکه در این اثر از گرایش به گزارشنویسی پرهیز کرده، افزود: تنه اصلی این رمان را واقعگرایی و برخورد ملموس انسان با خیابان تشکیل میدهد؛ اما دراینمیان وامدار ادبیات گمانهزن و پلیسی نیز هست. خیابان نقطه برخورد همه این رویکردها و جایی است که مهمترین رخداد داستان در آن اتفاق میافتد و سپس همهچیز پیرامون همان رخداد شکل میگیرد. شخصیتهای اصلی این اثر بارها با پیامدهای حضور انسان مدرن در شهر مواجه میشوند و این خطر که پیادهرو افزونبراینکه میتواند جایی امن برای گذر و نگر باشد، ممکن است بهجایی برای لطمهخوردن بدل شود، مسئ
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی
مری کاسات، دختر کوچک در صندلی راحتی آبی، 1878، رنگ روغن روی بوم، 89.5 در 129.8 سانتی متر (گالری ملی هنر، واشنگتن دی سی)آنا! دخترم! امشب من در شرایطی از ورزشگاه به خانه بازمیگردم که تیم محبوبم باخته، هواداران تیم مورد تمسخر قرار گرفتهاند و از آنجایی که اقساطم را پرداخت نکردهام از بانک پیام اخطار دریافت کردهام. تازه در راه باد سردی هم لای سروها میوزید؛ اما تمام طول مسیر را به تو فکر میکردم. غمگین بودم و دنبال راهی میگشتم که اگر روزی با «باختن» مواجه شدی باید چهکار کنی. عسلم! عمداً از مصدر فعلِ «باخت» استفاده میکنم. سال آینده معنای مصدر را در مدرسه خواهی آموخت، اما عجالتاً بگویمت که برای نمونه در جملهٔ «خواستن، توانستن است» از دو مصدر استفاده شده است. دخترم! یادت میآید که دوسال قبل وقتی در پارک قدم میزدیم، گنجشکی را دیدی که سنجاقک کوچکی را با نوکش گرفته بود و تو به سمت گنجشک دویدی که سنجاقک را نجات دهی؟ یادت میآید که آنشب تو را به کافه بردم و دیرتر به خانه برگشتیم تا برای تو توضیح بدهم تقصیر تو نیست اگر گنجشکْ سنجاقک را میخورد؟ تو درحالیکه بستنی میخوردی به من زل زده بودی که قهوهام داشت سرد میشد و ازقضا آنشب هم باد برگها را روی زمین جابهجا میکرد. هنوز اندوهگینم که چرا دیر جنبیدم و نتوانستم تو را در آغوش بگیرم و حواست را پرت کنم. نمیخواهم مثل پدرهایی که حکیمانه و قاطع دربارهٔ چیزی حرف میزنند بالای منبر بروم و بگویم باید از شکستها تجربه کسب کرد، اما فکر میکنم – نفسم، مطمئن هم نیستم – فقط فکر میکنم که اگر آدم همهاش برنده شود، احمق میشود. چیزی که تو را غمگین خواهد کرد خود «باختن» نیست، بلکه این احساس است که نکند من بهدردبخور نیستم. اما بگذار به تو بگویم
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی